تبليغاتX
معنای من

معنای من

 

به سختی تمام سالهای تنهایی ام٬ پشیمانم

اما افسوس

برای پشیمانی دیگر هیچ فرصتی نیست.

+نوشته شده در ساعت16:59توسط این من وزیدنی | |

 

حسی زیبا و بی نظیر

می گوید:

عشق دیگری در راه است...

+نوشته شده در ساعت16:12توسط این من وزیدنی | |

 

صدایش را شنیدم

و چه تلخ

آغازم٬ پایان شد!

+نوشته شده در ساعت16:8توسط این من وزیدنی | |

 

دلهره دارم٬

آیا صدایش را می شنوم؟

+نوشته شده در ساعت13:36توسط این من وزیدنی | |

 

او رفت

تا بعد از رفتنش٬ عشقش را پیدا کنم

او رفت

تا بعد از سالها٬ عاشقتر شوم

+نوشته شده در ساعت12:3توسط این من وزیدنی | |

 

کاش می شد

یکی از همین روزها

مژدهء آمدنش را بنویسم

+نوشته شده در ساعت18:12توسط این من وزیدنی | |

 

خودش بود٬

مادرش

و

قرآن

 

کاش رویایم خیلی زود تعبیر می شد

+نوشته شده در ساعت16:19توسط این من وزیدنی | |

 

او یک طبیب بود

شاید عاشق بودم؟!

شاید عاشق بود؟!

+نوشته شده در ساعت17:33توسط این من وزیدنی | |

 

او یک طبیب بود

با حلقه ای در دست سرد و لرزانش

او یک طبیب بود

منگ و عاشق٬ تکیه زده بر دیوار

+نوشته شده در ساعت16:41توسط این من وزیدنی | |

 

قلبم گواهی می دهد:

او که هنوز نیامده

طبیب است

+نوشته شده در ساعت13:9توسط این من وزیدنی | |